لبد

🌐 باید

«لَبَد» در عربی می‌تواند به معنای انباشته شدن، فشرده شدن، یا چسبیدن و به‌هم‌فشردگی باشد. همچنین در برخی کاربردها به چیزی گفته می‌شود که روی هم جمع شده یا به‌صورت متراکم درآمده است. این واژه گاهی در وصف مو، پشم، یا چیزهای انباشته نیز می‌آید.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 احساس

جمله سازی با لبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬م جمصهير لبد ي أهنبص لمثلبحا وأمبص أتثبر مبن‬ ‫سببيرحب بندببصم هببسا النببو مببن األفببال

م جمشیر لاد ی اهنبس میثلبها و امبس اثر من صبیرهاب بیندبسم حبسا النبو من الافبال

💡 لبد الشعر على الأرض بعد أن هبّت الرياح القوية في الحي طوال الليل.

موها بعد از اینکه بادهای شدیدی تمام شب در محله وزیده بودند، روی زمین افتاده بودند.

💡 لبد المسافر في الفندق ساعاتٍ بسبب تأخر الرحلة والازدحام في المطار.

مسافر به دلیل تأخیر پرواز و شلوغی فرودگاه، ساعت‌ها در هتل گیر افتاده بود.

💡 لبد الغبار فوق المقاعد المهجورة حتى بدت كأنها لم تُستخدم منذ سنوات.

گرد و غبار روی صندلی‌های رها شده نشسته بود و باعث می‌شد طوری به نظر برسند که انگار سال‌هاست از آنها استفاده نشده است.

کلمات مرتبط