کوح
🌐 کوه
«کوح» از واژههای کمکاربرد است و در منابع لغوی بهصورت محدود دیده میشود. ممکن است به مفهوم فرورفتگی، سختی، یا حالتی مربوط به چشم / نگاه در برخی لهجهها یا استعمالهای قدیم اشاره کند، اما معنای آن بدون منبع دقیق روشن نیست.
جمله سازی با کوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لاحظَ المهندسُ كوح ًا في البناءِ وطلبَ معالجةً عاجلةً له.
مهندس متوجه ترک خوردگی در ساختمان شد و درخواست کرد که فوراً به آن رسیدگی شود.
💡 حاولَ العاملُ إصلاحَ كوح السقفِ قبلَ أن تتسربَ الأمطارُ إلى الداخل.
کارگر سعی کرد قبل از اینکه باران به داخل نفوذ کند، پنل سقف را تعمیر کند.
💡 ظهرَ كوح صغيرٌ في الجدارِ بسببِ الرطوبةِ الشديدةِ في الشتاء.
به دلیل رطوبت زیاد در زمستان، ترک کوچکی در دیوار ایجاد شد.