کسوف
🌐 کسوف
«کُسوف» به معنای خورشیدگرفتگی است؛ یعنی پنهان شدنِ خورشید بهسبب قرار گرفتن ماه میان زمین و خورشید. در عربی و فارسیِ علمی و دینی، «کسوف» بیشتر برای eclipse خورشید به کار میرود، هرچند در کاربرد عمومی گاهی برای گرفتگی کلی آسمانی هم گفته میشود. این واژه در متون نجومی و فقهی بسیار رایج است.
جمله سازی با کسوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أعلنَ المرصدُ عن موعدِ كسوف القمرِ، فاستعدّ هواةُ الفلكِ لالتقاطِ الصورِ الليلةَ.
این رصدخانه تاریخ ماه گرفتگی را اعلام کرد، بنابراین علاقه مندان به نجوم برای عکاسی امشب آماده شدند.
💡 تابعَ الناسُ كسوف الشمسِ عبرَ النظاراتِ الخاصةِ، وامتلأتِ الحدائقُ بالمشاهدينَ منذُ الصباحِ الباكرِ.
مردم از طریق عینکهای مخصوص، خورشیدگرفتگی را تماشا میکردند و پارکها از صبح زود مملو از تماشاچیان بود.
💡 أثناءَ كسوف الشمسِ خفَّ ضوءُ النهارِ فجأةً، وشعرَ الجميعُ ببرودةٍ غريبةٍ في الهواءِ.
در طول خورشیدگرفتگی، نور روز ناگهان کم شد و همه سرمای عجیبی را در هوا احساس کردند.