قرشا
🌐 پیاستر
«قَرْشا» شکلِ صرفیِ واژهٔ «قرش» است و بسته به جمله میتواند به معنای یک قروش یا مقدار معینی پول به کار رود. در برخی متون، این صورت بیشتر نقش دستوری یا صرفی دارد تا یک واژهٔ مستقل با معنای جداگانه.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پنی
📌 کوسه
📌 سکه
📌 سنت
📌 نیکل
📌 سو
جمله سازی با قرشا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لم يبقَ في المحفظة سوى قرشا واحدًا، لذلك أجلتُ شراء الخبز.
فقط یک پنی در کیف پولم مانده بود، بنابراین خرید نان را به تعویق انداختم.
💡 أعطاني أبي قرشا واحدًا عندما ساعدته في حمل الأكياس إلى السيارة.
وقتی به پدرم کمک کردم چمدانها را تا ماشین ببرد، یک پنی به من داد.
💡 وجدتُ قرشا على الطاولة بعد أن انتهى الأطفال من اللعب في الغرفة.
بعد از اینکه بچهها بازیشان را در اتاق تمام کردند، یک سکه یک سنتی روی میز پیدا کردم.