قبعته
🌐 کلاه او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کلاه او
📌 کلاه بره او
📌 کلاههایشان
📌 روی شنل
جمله سازی با قبعته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لبسها الطفلُ الصغير بعد أن ساعدته أمه في اختيار قبعته المناسبة.
پسر کوچک بعد از اینکه مادرش به او در انتخاب کلاه مناسب کمک کرد، آن را به سر گذاشت.
💡 الريشة العظيمة على قبعته كانت تشير إلى شجاعته في المعركة.
پر بزرگ روی کلاهش نماد شجاعت او در نبرد بود.
💡 رفع الرجل قبعته احترامًا للضيف الذي دخل المجلس بهدوء.
مرد به احترام مهمانی که آرام وارد مجلس شد، کلاهش را از سر برداشت.
💡 بينما كنا نسير، أمال قبعته للخلف لتحية الجيران الذين يمرون.
همینطور که راه میرفتیم، کلاهش را به عقب کج میکرد تا به همسایههای رهگذر سلام کند.
💡 نسي العامل قبعته داخل المكتب بعد انتهاء الدوام، فعاد لاسترجاعها في المساء.
کارمند بعد از کار کلاهش را داخل دفتر جا گذاشت، بنابراین عصر برای برداشتن آن برگشت.
💡 سقطت قبعته على الأرض عندما ركض بسرعة نحو الحافلة المتحركة.
در حالی که با سرعت به سمت اتوبوس در حال حرکت می دوید، کلاهش روی زمین افتاد.