قابلة

🌐 ماما

این واژه دو کاربرد دارد: یکی به معنی «ماما» یا «دایه‌ی زایمان» در عربی، و دیگری به عنوان صورت مؤنثِ «قابل» به معنی «توانمند / مستعدِ». معنی دقیق آن به جمله بستگی دارد.

جمله سازی با قابلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت الموظفة قابلة للتعاون مع جميع الأقسام في الشركة.

کارمند مایل به همکاری با تمام بخش‌های شرکت بود.

💡 كانت فکرة علی مختلفة عن باقي المقترحات، لكنها بدت قابلة للتطبيق بسهولة.

ایده علی با پیشنهادهای دیگر متفاوت بود، اما به نظر می‌رسید به راحتی قابل اجرا باشد.

💡 من الأفضل أن ولتدی ی الخطط الجيدة إلى نتائج عملية قابلة للقياس.

بهتر است که برنامه‌های خوب به نتایج عملی و قابل اندازه‌گیری منجر شوند.

💡 وضع العامل اللافتة لتحذير الزوار من مادةٍ قابلة للاشتعال داخل المخزن.

کارگر این تابلو را نصب کرد تا به بازدیدکنندگان در مورد وجود یک ماده قابل اشتعال در داخل انبار هشدار دهد.

💡 قبضنٰه بحذر شديد لأن القطعة كانت قابلة للكسر بسهولة.

ما آن را خیلی با احتیاط حمل کردیم زیرا این قطعه به راحتی قابل شکستن بود.

💡 شجعت كيمياء خضراء على استخدام مذيبات آمنة ومواد قابلة للتحلل.

شیمی سبز استفاده از حلال‌های ایمن و مواد زیست‌تخریب‌پذیر را تشویق کرده است.

💡 الخطة الحالية جيدة، مش هي المثالية، لكنها قابلة للتطوير.

طرح فعلی خوب است، ایده‌آل نیست، اما قابل توسعه است.

💡 هذا المشروع ليس مجرد فكرة نظرية، بل هو خطة عملية قابلة للتنفيذ قريبًا.

این پروژه فقط یک ایده نظری نیست، بلکه یک طرح عملی است که به زودی می تواند اجرایی شود.

کلمات مرتبط