احمض
🌐 اسید
از ریشهٔ «حمض» و معمولاً به معنای «ترشتر، اسیدیتر» یا «دارای حالتِ اسیدی / ترش» است. در برخی بافتها میتواند به عملِ ترش شدن یا اسیدی شدن اشاره کند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 توسعه دادن
جمله سازی با احمض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في بعض الفواكه يكون المذاق احمض من غيرها حسب درجة النضج.
بعضی از میوهها بسته به میزان رسیدگیشان، طعم ترشتری نسبت به بقیه دارند.
💡 قال الطاهي إن الصوص صار احمض من اللازم، فخففه بالماء.
سرآشپز گفت سس خیلی ترش شده، بنابراین آن را با آب رقیق کرد.
💡 أصبح الطعم احمض بعدما أضفتُ بعض الليمون إلى الشراب.
بعد از اینکه کمی لیمو به نوشیدنی اضافه کردم، طعم آن ترشتر شد.