في نفسي

🌐 در خودم

یعنی «در خودم» یا «در دلِ من»، و گاهی به معنی «در ذهنم / با خودم». این عبارت برای بیان احساسات درونی، فکر پنهان، یا چیزی که در درونِ گوینده می‌گذرد استفاده می‌شود.

قید (adverb)

📌 به خودم

حرف ربط (conjunction)

📌 درباره خودم

جمله سازی با في نفسي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬و أجافي األناة المعششة في نفسي وأخذل سنوات عمري‬ ‫التي أفنيتها في اإلنتظار؟

و آیا باید صبری را که در درونم ساکن است رها کنم و به سال‌های عمرم که در انتظار گذرانده‌ام خیانت کنم؟

💡 كنتُ في نفسي مقتنعًا بأن الاجتهاد سيقودني إلى نتيجة أفضل.

من مطمئن بودم که سخت کوشی من را به نتیجه بهتری خواهد رساند.

💡 ‬غزارة تداوله بهذا‬ ‫التضخم؛ جعله في نفسي رخيصا ً‪

تیراژ گسترده آن، همراه با این تورم، باعث شد که به نظرم ارزان بیاید.

💡 هذا الموقف ترك في نفسي أثرًا وجدانيًا عميقًا لا يُنسى بسهولة.

این وضعیت تأثیر عاطفی عمیقی بر من گذاشت که به راحتی فراموش نمی‌شود.

💡 شعرتُ في نفسي براحةٍ كبيرةٍ بعد سماع الخبر السعيد صباح اليوم.

امروز صبح بعد از شنیدن خبر خوب، احساس آرامش عجیبی داشتم.

💡 عندما تعقّدت المشكلة، قلتُ في نفسي إن أمري إلى الصبر والعمل المتواصل.

وقتی مشکل پیچیده شد، به خودم گفتم که تنها راه چاره‌ام صبر و کار مداوم است.

💡 كلما سمعتُ الخبرَ، واتساءل في نفسي إن كانَ القرارُ سيحملُ نتائجَ إيجابيةً.

هر بار که این خبر را می‌شنوم، با خودم فکر می‌کنم که آیا این تصمیم نتایج مثبتی خواهد داشت؟

💡 كانت تلكِ النظرةُ عابرةً لكنها تركت أثرًا واضحًا في نفسي طوال اليوم.

آن نگاه زودگذر بود، اما در تمام طول روز تأثیر روشنی بر من گذاشت.

💡 قرأتُ الرسالةَ بهدوءٍ، ولکنھا أثارتْ في نفسي الكثيرَ من الأسئلة.

نامه را با آرامش خواندم، اما سوالات زیادی را در ذهنم ایجاد کرد.

💡 قرأت هذه القصة وأعجبتني، غيرها لم يترك في نفسي الأثر نفسه.

من این داستان را خواندم و از آن خوشم آمد؛ بقیه داستان‌ها چنین تأثیری روی من نگذاشتند.

💡 قلتُ في نفسي إن الصبر أحيانًا أهم من السرعة في اتخاذ القرار.

با خودم گفتم صبر و حوصله گاهی اوقات از سرعت در تصمیم گیری مهم تر است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران