فلسف

🌐 فلسفه

«فلسف» می‌تواند به معنای «فلسفه ورزید» یا «فلسفه‌پردازی کرد» باشد، یعنی دربارهٔ مسائل به شیوهٔ فلسفی اندیشیدن. این صورت بیشتر حالت فعل یا ریشهٔ واژه دارد و در عربی می‌تواند به معنای پرداختن به تفکر نظری و انتزاعی باشد. در فارسی هم گاهی به‌صورت ریشه‌ای برای اشاره به فلسفه به‌کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 فلسفه عملی

📌 فلسفه بافی کردن

جمله سازی با فلسف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا ينبغي أن فلسف الأمورَ اليوميةَ دائمًا، لأنَّ البساطةَ أحيانًا تكونُ أوضحَ وأصدقَ.

ما نباید همیشه در مورد چیزهای روزمره فلسفه‌بافی کنیم، زیرا گاهی اوقات سادگی واضح‌تر و حقیقی‌تر است.

💡 حاولَ الطالبُ أن فلسف المسألةَ أكثرَ مما ينبغي، فابتعدَ عن الإجابةِ المباشرةِ المطلوبةِ في الامتحانِ.

دانش‌آموز بیش از حد لازم سعی کرد در مورد مسئله فلسفه‌بافی کند و به این ترتیب از پاسخ مستقیم مورد نیاز در امتحان منحرف شد.

💡 جلسَ المفكرُ فلسف الفكرةَ حتى وصلَ إلى نتائجَ جديدةٍ ساعدتهُ على تطويرِ بحثهِ العلميِّ.

متفکر نشست و در مورد این ایده فلسفه‌ورزی کرد تا به نتایج جدیدی رسید که به او در توسعه تحقیقات علمی‌اش کمک کرد.

💡 ‫ف ال ُجزء في فلسف ٍة لم تعد تُقرأ وفي حكاية بدون نهاية‪.

این بخش در فلسفه‌ای است که دیگر خوانده نمی‌شود، و در داستانی بدون پایان.

کلمات مرتبط