فقري

🌐 نخاعی

«فقري» یعنی «مربوط به فقر، نیازمندی، یا تهیدستی». این واژه می‌تواند صفتی برای چیزهای مرتبط با فقر باشد؛ مثلاً در تعبیرهای اجتماعی یا اخلاقی، به وضعیت فقیرانه یا جنبه‌های مربوط به تهیدستی اشاره می‌کند. گاهی نیز به‌صورت نسبتی / منسوب به «فقر» فهمیده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 نخاعی

📌 مهره‌ای

جمله سازی با فقري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬فكي َّل أكنون فقين ًرا إلينك فني‬‫ً‬ ‫جهوَّل إليك في‬ ‫فقري‪

چگونه می‌توانم در پیشگاه تو اینقدر فقیر باشم، و از فقر خود در پیشگاه تو اینقدر بی‌خبر؟

💡 كتبتُ ملاحظةً فقري ةً في الهامشِ لتذكّرِ نفسي بالفكرةِ لاحقًا.

من یک یادداشت کوتاه در حاشیه نوشتم تا بعداً این ایده را به خودم یادآوری کنم.

💡 ‬عرفت من أحالمه أنه لص فقري ال جيد‬ ‫حتى ما يسدّ رمقه‪.

از خواب‌هایش می‌دانستم که او یک دزد فقیر و بی‌چیز است که به زحمت شکمش سیر می‌شود.

💡 لم تكن عدائية للاتحادات النقابية، التي اعتبرتها كـ"عمود فقري قوي لجسد البروليتاريا العظيم"

او با اتحادیه‌های کارگری دشمنی نداشت، و آنها را «ستون فقرات قوی بدنه بزرگ پرولتاریا» می‌دانست.

💡 هذا رأيي فقري في القضيةِ، ويمكنُ أن يختلفَ معهُ الآخرونَ.

این نظر شخصی من در این مورد است و ممکن است دیگران با آن مخالف باشند.

💡 أحيانًا يكونُ الحلُّ فقري ًا وبسيطًا، لكنهُ ينجحُ عندما يُطبَّقُ بدقةٍ.

گاهی اوقات راه حل ضعیف و ساده است، اما وقتی به طور دقیق اعمال شود، موفق می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران