فعاد

🌐 او برگشت

این واژه به‌صورت مستقل در عربی معیار بسیار نادر است، اما از نظر ساخت ممکن است به معنای «بازگشت» یا «دوباره آمد» فهمیده شود، به‌ویژه اگر ریشه آن به «عاد» مربوط باشد. با این حال، شکل درست و رایج‌تر معمولاً خودِ «عاد» یا «عادَ» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او برگشت

جمله سازی با فعاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خرجَ من البيتِ مبكرًا إلی فعاد قبلَ غروبِ الشمسِ بقليل.

صبح زود از خانه بیرون رفت و کمی قبل از غروب آفتاب برگشت.

💡 نسي الطفل حمالةَ البنطلون في المدرسة، فعاد يبحث عنها في الفصل.

بچه بند شلوارش را در مدرسه جا گذاشت، بنابراین برگشت تا در کلاس دنبالش بگردد.

💡 سافرَ إلى المدينةِ إلی فعاد بعد أن أنهى عملَه هناك.

او به شهر سفر کرد و پس از پایان کارش در آنجا بازگشت.

💡 ضاعَ الولدُ في الزحامِ، لكنَّهُ فعاد إلى أمهِ بعدَ دقائقَ من البحثِ والنداءِ.

پسرک در میان جمعیت گم شد، اما پس از چند دقیقه جستجو و صدا زدن مادرش، به او بازگشت.

💡 خفف الدواء من املدی بسرعة، فعاد الرجل إلى نشاطه المعتاد في اليوم التالي.

این دارو به سرعت شدت بیماری را کاهش داد و مرد روز بعد به فعالیت‌های معمول خود بازگشت.

💡 خرجَ مبكرًا من العملِ ثم فعاد إلى البيتِ قبلَ الغروبِ ليُساعدَ أسرتهُ في العشاءِ.

او صبح زود محل کار را ترک می‌کرد و قبل از غروب آفتاب به خانه برمی‌گشت تا به خانواده‌اش در تهیه شام کمک کند.

💡 سافرَ أسبوعًا كاملًا، ثم فعاد محمّلًا بالهدايا والذكرياتِ الجميلةِ.

او یک هفته تمام سفر کرد، سپس با انبوهی از هدایا و خاطرات زیبا بازگشت.

💡 نسي أحمد حقيبته في الصف، فعاد مسرعًا ليأخذها.

احمد کیفش را در کلاس جا گذاشت، بنابراین با عجله برگشت تا آن را بردارد.

💡 ابتعدَ قليلًا ثم إلی فعاد ليستمعَ إلى الحديثِ من جديد.

کمی دور شد، سپس برگشت تا دوباره به مکالمه گوش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران