فرکب
🌐 سواری
«فَرْكَب» در اصل میتواند به معنای «سوار شد» یا «مَرکب را سوار شد» باشد، اگرچه بسته به اعراب و ساختار، ممکن است صورت فعلی خاصی از ریشهٔ «رکب» با پیشوند یا در ترکیبهای نوشتاری باشد. در کاربرد کلی، این واژه به سوار شدن بر وسیلهای مانند اسب، شتر، خودرو یا هر مرکب دیگر اشاره دارد.
جمله سازی با فرکب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرکب السائقُ المركبةَ بعد أن تأكد من سلامة الإطارات.
راننده پس از اطمینان از سالم بودن لاستیکها، سوار خودرو شد.
💡 فرکب المسافرُ القطارَ قبل دقائق من موعد الانطلاق.
مسافر چند دقیقه قبل از زمان حرکت، سوار قطار شد.
💡 فرکب المهندسُ الجهازَ الجديد وفقًا للتعليمات الموجودة في الدليل.
مهندس دستگاه جدید را طبق دستورالعملهای دفترچه راهنما نصب کرد.