فحص

🌐 بررسی کردن

«فحص» به معنی «بررسی، وارسی، جست‌وجو، معاینه» است. این واژه در عربی برای بررسی دقیق یک موضوع، شخص، یا شیء به‌کار می‌رود و در فارسی نیز در اصطلاحات پزشکی، اداری و فنی فراوان دیده می‌شود. «فحص» معمولاً به بررسی‌ای گفته می‌شود که برای کشف حقیقت، تشخیص مشکل یا ارزیابی وضعیت انجام می‌گیرد.

اسم (noun)

📌 معاینه

📌 غربالگری

فعل (verb)

📌 بررسی کردن

📌 بازرسی کردن

اسم / فعل (noun / verb)

📌 چک

📌 آزمون

جمله سازی با فحص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اقترح الطبيب علاج ًا مناسبًا بعد فحص النتائج المخبرية.

پزشک پس از بررسی نتایج آزمایشگاهی، درمان مناسبی را پیشنهاد کرد.

💡 فبادر الطبيب إلى فحص المريض فور وصوله إلى العيادة.

پزشک به محض ورود به درمانگاه، معاینه بیمار را آغاز کرد.

💡 تمّ فحص المنتج فنيًا قبل طرحه في الأسواق المحلية والخارجية.

این محصول قبل از عرضه به بازارهای محلی و بین‌المللی، تحت آزمایش‌های فنی قرار گرفت.

💡 تمم المهندس فحص الأجهزة قبل بدء التشغيل الرسمي للمصنع.

مهندس قبل از شروع رسمی عملیات در کارخانه، بازرسی تجهیزات را تکمیل کرد.

💡 دعایم المبنى تحتاج إلى فحص دوري لضمان السلامة ومقاومة التآكل.

تکیه‌گاه‌های ساختمان نیاز به بازرسی دوره‌ای دارند تا از ایمنی و مقاومت در برابر خوردگی آنها اطمینان حاصل شود.

💡 عند فحص الوثيقة القديمة، ظهر لفظ عليهووا بشكل غير مألوف في السطر الأخير.

پس از بررسی سند قدیمی، کلمه «علیحوائج» به شکلی غیرمعمول در سطر آخر ظاهر شد.

💡 ‬وقام بعدها‬ ‫فر َج‬ ‫بالفحص السريري وأعاد فحص الصور الشعاعية‪

سپس فرج معاینه بالینی انجام داد و تصاویر رادیوگرافی را دوباره بررسی کرد.

💡 تم فحص عينة التربة لمعرفة مدى صلاحيتها للزراعة.

نمونه خاک برای تعیین مناسب بودن آن برای کشت بررسی شد.

💡 قال السائق إن رنز السيارة يحتاج إلى فحص قبل السفر الطويل.

راننده گفت که رنگ ماشین قبل از سفر طولانی نیاز به بررسی دارد.

💡 دلفت السيارة إلى المرآب بعد أن انتهى السائق من فحص الطريق بعناية.

بعد از اینکه راننده با دقت جاده را بررسی کرد، ماشین وارد گاراژ شد.

💡 فکشفنا المشكلة الحقيقية بعد فحص النظام، فبدأنا إصلاحها فورًا.

پس از بررسی سیستم، مشکل واقعی را کشف کردیم و بلافاصله شروع به رفع آن کردیم.

کلمات مرتبط