فامسکه

🌐 فامسکا

«فامسکه» یعنی «پس او را نگه داشت» یا «پس آن را گرفت». در اینجا «ه» ضمیر مفعولی است و به چیزی یا کسی برمی‌گردد که فعل بر آن وارد شده است. این واژه در داستان‌ها و متون قرآنی هم زیاد می‌آید و معمولاً به معنای «بازداشتن»، «نگه داشتن» یا «در دست گرفتن» است.

جمله سازی با فامسکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عند سقوطه المفاجئ، فامسکه صديقه من ذراعه بسرعة.

وقتی ناگهان افتاد، دوستش سریع بازویش را گرفت.

💡 حاول الطفل الجري نحو الشارع، فامسکه والده قبل أن يبتعد.

کودک سعی کرد به سمت خیابان فرار کند، اما پدرش قبل از اینکه بتواند فرار کند، او را گرفت.

💡 رأى الحارس الشاب يقترب من البوابة، فامسکه وسأله عن هويته.

نگهبان مرد جوان را دید که به دروازه نزدیک می‌شد، بنابراین او را گرفت و از او هویتش را پرسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران