فٱلتقطه

🌐 پس او آن را برداشت

این واژه از ریشهٔ «لَقِطَ» و به صورت فعل ماضی آمده و معنایش «او را برداشت، برگرفت، پیدا کرد و برداشت» است. در کاربرد قرآنی، اغلب به معنای «از زمین یا از آب برداشت» یا «او را از میان چیزهای رهاشده پیدا کرد» به کار می‌رود. این فعل بر گرفتن چیزی که افتاده یا رها شده، دلالت دارد.

جمله سازی با فٱلتقطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سقطَ الهاتفُ من يدِ الطفلِ، فأسرعَ أبوهُ وقال: فٱلتقطه قبلَ أن ينكسرَ.

گوشی از دست کودک افتاد، بنابراین پدرش با عجله به او رسید و گفت: قبل از اینکه خراب شود، آن را بردار.

💡 في طريقِ العودةِ، لمحَ الرجلُ محفظةً على الأرضِ فقالَ لنفسِه: فٱلتقطه واحفظهُ لصاحبهِ.

در راه برگشت، مرد متوجه کیف پولی روی زمین شد و با خود گفت: آن را بردار و برای صاحبش نگه دار.

💡 حينَ طارَتِ الورقةُ بفعلِ الريحِ، حاولَ العاملُ أن فٱلتقطه قبلَ أن يبتعدَ.

وقتی کاغذ به دلیل باد به هوا رفت، کارگر سعی کرد قبل از اینکه به هوا برود، آن را بگیرد.

کلمات مرتبط