عطلة

🌐 تعطیلات

«عطلة» در عربی به معنی «تعطیلی»، «مرخصی» یا «دورهٔ استراحت از کار و درس» است. این واژه بیشتر برای زمانی به‌کار می‌رود که مدرسه، اداره یا کار در آن متوقف می‌شود. در فارسی می‌توان آن را «تعطیلات» یا «مرخصی» ترجمه کرد، بسته به جمله و موقعیت. این کلمه مفهوم استراحت، فراغت و توقف فعالیت رسمی را می‌رساند.

اسم (noun)

📌 تعطیلات

📌 استراحت

📌 خاموش

📌 زنگ تفریح

📌 ترک

📌 وقت استراحت

جمله سازی با عطلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فتح املتجر أبوابه مبكرًا استعدادًا لاستقبال الزبائن في عطلة نهاية الأسبوع.

این فروشگاه برای استقبال از مشتریان در طول آخر هفته، درهای خود را زودتر باز کرد.

💡 انتهيا من قراءة الكتاب في عطلة نهاية الأسبوع.

آنها خواندن کتاب را آخر هفته تمام کردند.

💡 سافرت الأسرة مع بولدها الصغير إلى البحر لقضاء عطلة ممتعة.

این خانواده به همراه پسر خردسالشان برای گذراندن تعطیلاتی دلپذیر به دریا سفر کردند.

💡 سافرت العائلة برفقةِ الجدة لقضاء عطلة هادئة في الريف.

خانواده به همراه مادربزرگ برای گذراندن تعطیلاتی آرام به حومه شهر سفر کردند.

💡 رتبت غرفتي براحتي في عطلة نهاية الأسبوع، فشعرت أن المكان أصبح أكثر تنظيمًا.

آخر هفته اتاقم را سر فرصت مرتب کردم و احساس کردم که اتاق مرتب‌تر شده است.

💡 زرت متحفًا مشهورًا بالمدينة القديمة مع عائلتي في عطلة نهاية الأسبوع.

آخر هفته به همراه خانواده‌ام از یک موزه معروف در شهر قدیمی بازدید کردم.

💡 اقضي وقتًا مع عائلتك في عطلة نهاية الأسبوع.

این آخر هفته را با خانواده‌تان بگذرانید.

💡 ان يمکن کان ذلك متاحًا، فسنسافر في عطلة نهاية الأسبوع.

اگر امکانش باشد و شرایطش فراهم باشد، آخر این هفته سفر خواهیم کرد.

💡 يرى السياح أن البلد هذه مناسبة جدًا لقضاء عطلة هادئة.

گردشگران این کشور را برای تعطیلاتی آرام بسیار مناسب می دانند.

💡 رأيت الشاطئ املمتلی بالعائلات في عطلة نهاية الأسبوع.

آخر هفته ساحل را پر از خانواده دیدم.

💡 كان بيت واي مجهزًا لاستقبال الضيوف طوال عطلة نهاية الأسبوع.

بیت وی در تمام طول آخر هفته آماده پذیرایی از مهمانان بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران