عثم
🌐 عثمان
«عَثْم» به معنای شکستن، آسیبدیدگی، نقص یا جراحت است و گاهی به انحراف و فساد نیز نزدیک میشود. این واژه در عربی میتواند به حالتی اشاره کند که چیزی از سلامت و تمامیت خود خارج شده باشد. در برخی استعمالها، بار معنایی آن به آسیب جسمی یا خرابی درونی نزدیک است.
جمله سازی با عثم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد السقوط، بقي عثم اليد مؤلمًا عدة أيام قبل أن يخف تدريجيًا.
پس از زمین خوردن، درد پیچ خوردگی دست برای چند روز ادامه داشت تا اینکه به تدریج فروکش کرد.
💡 لاحظ الطبيب عثم الأصابع بعد الحادث، فطلب تصويرًا عاجلًا للمنطقة المصابة.
پزشک متوجه شد که انگشتان پس از حادثه آسیب دیدهاند، بنابراین درخواست عکسبرداری فوری از ناحیه آسیبدیده را داد.
💡 كان عثم القدم واضحًا بسبب الالتواء، لذلك جلس المصاب طوال المساء.
پا به دلیل پیچ خوردگی به وضوح تغییر شکل داده بود، بنابراین مرد مجروح تمام شب را نشست.