طلف
🌐 تالف
طَلَف به معنای تباهی، نابودی، هلاکت یا از بین رفتن چیزی است. در برخی استعمالها به خسارت یا تلف شدن نیز نزدیک است.
جمله سازی با طلف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أخبرني الفنيُّ أنَّ المحركَ طلف فجأةً أثناءَ الرحلةِ الطويلةِ.
تکنسین به من گفت که موتور در طول سفر طولانی ناگهان از کار افتاد.
💡 بسببِ الرطوبةِ الشديدةِ طلف الورقُ القديمُ وأصبحَ صعبَ القراءةِ.
به دلیل رطوبت بالا، کاغذ قدیمی آسیب دیده و خواندن آن دشوار شده بود.
💡 قالَ الجدُّ إنَّ هذا الجهازَ قد طلف بعدَ سنواتٍ طويلةٍ من الاستخدامِ المتواصل.
پدربزرگ گفت که این وسیله پس از سالها استفاده مداوم، فرسوده شده است.