طفولتها

🌐 دوران کودکی او

به‌معنای «کودکیِ او» برای مؤنث یا «دوران کودکیِ آن» بسته به سیاق جمله است و معمولاً به همان دوره‌ی خردسالی و سال‌های ابتدایی زندگی اشاره دارد. این واژه نیز از «طفل» گرفته شده و صورتِ اضافیِ مؤنث / غیرمستقیمِ آن در عربی است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دوران کودکی او

📌 کودک

📌 دوران نوزادی آن

📌 کودکانه اش

📌 نوزادی او

جمله سازی با طفولتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حدثتني عن طفولتها بطريقةٍ مؤثرةٍ جدًا.

او با لحنی بسیار تأثیرگذار از دوران کودکی‌اش برایم تعریف کرد.

💡 روت الأم لابنتها تفاصيل طفولتها في المدينة القديمة، وكيف كانت تساعد جدتها في السوق يوميًا.

مادر برای دخترش از دوران کودکی‌اش در شهر قدیمی تعریف کرد و اینکه چطور هر روز در بازار به مادربزرگش کمک می‌کرد.

💡 كانت ذکرياتها عن طفولتها واضحة، وكأنها حدثت بالأمس رغم طول الفراق والزمن.

خاطرات کودکی‌اش با وجود جدایی طولانی و گذشت زمان، انگار همین دیروز اتفاق افتاده بودند، زنده بودند.

💡 احتفظت الجدة بصورٍ كثيرةٍ تذكّرها باملنزل في طفولتها وذكرياتها الأولى.

مادربزرگ عکس‌های زیادی را نگه داشته بود که او را به یاد خانه در دوران کودکی و اولین خاطراتش می‌انداخت.

💡 يغلبها الحنين إلى طفولتها كلما سمعت أغنية قديمة.

هر وقت آهنگی قدیمی می‌شنود، دلتنگ دوران کودکی‌اش می‌شود.

💡 أخبرتني زميلتي أن لديها رهاب القطط منذ طفولتها ولا تقترب من أي قطة.

همکارم به من گفت که از بچگی فوبیای گربه داشته و نزدیک هیچ گربه‌ای نمی‌رود.

کلمات مرتبط