طریح
🌐 پرتاب
این واژه نیز در عربیِ معیار بهصورت رایج کمتر بهتنهایی به کار میرود و ممکن است نام خاص، شکل نادر، یا واژهای کمکاربرد باشد. در برخی بافتها ممکن است بهعنوان اسم یا صفت دیده شود، اما بدون جمله و زمینهٔ مشخص، نمیتوان معنی دقیق و مطمئنی برای آن ارائه کرد.
صفت (adjective)
📌 تبعید شده
📌 فرو افکنده شده
📌 رد شده
جمله سازی با طریح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وضعتُ الحقيبة على طریح المكتب ثم بدأتُ بالترتيب.
کیف را روی میز گذاشتم و بعد شروع به مرتب کردن کردم.
💡 جلس المسافر على طریح الطريق ينتظر الحافلة القادمة.
مسافر کنار جاده منتظر اتوبوس بعدی نشست.
💡 رأيت طریح الحديقة نظيفًا بعد أن أنهى العمال عملهم.
بعد از اینکه کارگران کارشان را تمام کردند، دیدم که باغچه تمیز شده است.