ضعي
🌐 قرار دهید
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قرار دادن
📌 مکان
📌 اعمال کردن
📌 چوب
جمله سازی با ضعي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لقضاء ليلة بالخارج، ضعي مسحوق التسمير لإبراز ملامح وجهك.
برای یک شب بیرون رفتن، از برنزه کنندههای خود استفاده کنید تا ویژگیهای صورتتان را برجستهتر نشان دهید.
💡 قبلَ الخروجِ، ضعي الهاتفَ في الوضعِ الصامتِ داخلَ القاعة.
قبل از خروج، تلفن همراه خود را در داخل سالن در حالت بیصدا قرار دهید.
💡 بدلا من ذلك، ضعي وسادة أو اثنتين أسفل السرير.
در عوض، یک یا دو بالش زیر تخت قرار دهید.
💡 إذا كنت تستطيعين، ضعي قدميك على مقعد صغير.
اگر میتوانید، پاهایتان را روی یک چهارپایه کوچک قرار دهید.
💡 كان قل ًقا أن يبدو مرضه أمام الناس فهو ال يحب أن يظهر ضعي ًفا
او نگران آشکار شدن بیماریاش برای مردم بود؛ دوست نداشت ضعیف به نظر برسد.
💡 عندما تتألمين ضعي يدك على يدي أتوقف لم ترد .
وقتی درد داری، دستت را روی دست من بگذار و من دردت را بند میآورم. او جوابی نداد.