صورة فوتوغرافية
🌐 عکس
اسم (noun)
📌 عکس
جمله سازی با صورة فوتوغرافية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتوت صورة فوتوغرافية من سنوات مضت على دليل غير متوقع عن ماضيهم.
عکسی از سالها پیش، شواهد غیرمنتظرهای از گذشتهی آنها را در خود داشت.
💡 احتاج المعرض إلى صورة فوتوغرافية عالية الجودة لعرضها على اللوحات الكبيرة.
این نمایشگاه به یک عکس با کیفیت بالا برای نمایش روی پنلهای بزرگ نیاز داشت.
💡 التقطت المصورة صورة فوتوغرافية رائعة للطفل وهو يضحك في الحديقة.
عکاس عکس فوقالعادهای از کودک در حال خندیدن در پارک گرفت.
💡 تجاهلني وفتح درج المكتب ثم أخرج صورة فوتوغرافية قديمة مد يده بها نحوي وقال: ـ من ضمن مقتنيات هاجينبج البشرية كانت هناك عائلة نوبية
او مرا نادیده گرفت، کشوی میز را باز کرد، عکسی قدیمی بیرون آورد، آن را به سمت من گرفت و گفت: «در میان داراییهای انسانی هاگنبگ، یک خانواده نوبیایی وجود داشت.»