صوابه

🌐 درست

احتمالاً صورت محاوره‌ای یا نوشتاریِ نادقیق از «صوابه» در معنای «درستش، صوابش، چیز درست» است؛ گاهی هم از ریشهٔ «صواب» به معنی «درستی، صحت» فهمیده می‌شود.

وجه وصفی (participle)

📌 از دست دادش

جمله سازی با صوابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كاد المعلم أن يطير صوابه عندما لم يتوقف الطلاب عن الحديث أثناء الامتحان.

معلم تقریباً دیوانه شد وقتی دانش‌آموزان سر امتحان دست از حرف زدن برنمی‌داشتند.

💡 لم يكن صوابه دائمًا في النقاشات، لكنه تعلّم من أخطائه بسرعة.

او همیشه در بحث‌ها حق نداشت، اما به سرعت از اشتباهاتش درس می‌گرفت.

💡 حاول أن يشرح الفكرة، لكن صوابه ظهر عندما قدّم مثالًا واضحًا.

او سعی کرد این ایده را توضیح دهد، اما درستی حرفش وقتی آشکار شد که مثالی واضح ارائه داد.

💡 اعترف المدير بأن صوابه في هذه المسألة أنقذ المشروع من التأخير.

مدیر اعتراف کرد که درستکاری او در این مورد، پروژه را از تأخیر نجات داد.

💡 طار صوابه تمامًا عندما رأى الفوضى في سيارته الجديدة.

وقتی اوضاع ماشین جدیدش را دید، کاملاً عقلش را از دست داد.

💡 كاد أن يفقد صوابه في الزحام عندما علِق لساعات.

وقتی ساعت‌ها گیر افتاد، نزدیک بود در میان جمعیت عقلش را از دست بدهد.