صلصٰل

🌐 کلنک

«صلصال» یا «صلصٰل» بسته به رسم‌الخط، همان واژه مربوط به گل خشک و سخت است و به خاک رس خشک‌شده و دارای صدا اشاره دارد. این واژه در متون دینی و لغوی معنای گل خشک یا گلِ پخته‌نشده را می‌دهد. در فارسی بهتر است «صلصال» را «گل خشک» یا «خاک رس خشک» ترجمه کرد.

جمله سازی با صلصٰل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحدّث الجد عن صلصٰل في قصة سمعها من والده.

پدربزرگ در داستانی که از پدرش شنیده بود، درباره صلصال صحبت کرد.

💡 كان للقرية اسم قديم يرتبط بـ صلصٰل في الروايات الشعبية.

این روستا نامی قدیمی داشت که در داستان‌های عامیانه با نام صلصال پیوند خورده است.

💡 وُجد في المخزن وعاء مكتوب عليه صلصٰل بحروف باهتة.

ظرفی در انبار پیدا شد که روی آن با حروف محو کلمه «صلصال» نوشته شده بود.