صلخ

🌐 پوست اندازی

«صلخ» در عربی به معنای جدا کردن پوست از چیزی، کندن پوست، یا پوست‌اندازی است و گاهی در مورد حیوانات یا روند پوست کَندن به کار می‌رود. این واژه حسِ جدا شدن لایه بیرونی از درون را می‌رساند. در فارسی می‌توان آن را «پوست کندن» یا «جدا کردن پوست» معنا کرد.

جمله سازی با صلخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعلّم العمال صلخ الجلود في الورشة القديمة بأدوات بسيطة.

کارگران در کارگاه قدیمی با استفاده از ابزارهای ساده، پوست کندن را یاد گرفتند.

💡 بعد الذبح، قام الجزار بـ صلخ اللحم وتنظيفه جيدًا.

قصاب پس از ذبح، گوشت را پوست کنده و کاملاً تمیز می‌کرد.

💡 بدأ الصياد صلخ السمكة بسرعة استعدادًا للطهو.

ماهیگیر به سرعت شروع به کندن پوست ماهی کرد تا برای پختن آماده شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران