صاف

🌐 خالص

واژه‌ی «صاف» در عربی به معنی «هموار، هم‌سطح، بدون پستی‌وبلندی، شفاف یا روشن» است. بسته به بافت جمله، می‌تواند برای سطح زمین، آب، شیشه یا حتی هوا به‌کار برود و مفهوم «آلودگی یا مانع نداشتن» را برساند.

صفت (adjective)

📌 خالص

📌 واضح

📌 بردن به خانه

📌 زلال

📌 بدون ابر

📌 بی‌ابر

جمله سازی با صاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 البحرُ اليومَ صافٌ نسبيًا، ولذلك خرجَ الصيادونَ مبكرًا.

امروز دریا نسبتاً صاف است، بنابراین ماهیگیران صبح زود بیرون رفتند.

💡 وتجمع الالاف في المكان في صباح صاف للتعبير عن احزانهم.

هزاران نفر در یک صبح صاف در محل حادثه جمع شدند تا غم و اندوه خود را ابراز کنند.

💡 بقيت اليابان لوقت طويل أكبر مستورد صاف للغذاء في العالم.

ژاپن مدت‌هاست که بزرگترین واردکننده خالص مواد غذایی در جهان است.

💡 كان سطحُ الطاولةِ صافًا بعدَ التلميعِ الصباحي.

روی میز بعد از برق انداختن صبحگاهی کاملاً تمیز بود.

💡 يحتاجُ الزجاجُ هنا إلى أن يكونَ صافًا ليعكسَ الضوءَ جيدًا.

شیشه در اینجا باید شفاف باشد تا نور را به خوبی منعکس کند.

کلمات مرتبط