صاعقة
🌐 رعد و برق
اسم (noun)
📌 رعد و برق
📌 بیهوش کردن
📌 صاعقه
📌 پیچ و مهره
📌 برخورد صاعقه
📌 حیرت انگیز
جمله سازی با صاعقة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رضبت صاعقة عقله مام جعل قلبه يتوقف عن الخفقان لربهة وأنارت أضواء املحل الباهرة كربق خلفه.
صاعقه ای به ذهنش برخورد کرد که باعث شد قلبش برای لحظه ای از تپش بایستد و چراغ های روشن مغازه مانند آذرخش پشت سرش برق زدند.
💡 كانت صاعقةُ الخبر مفاجئةً للجميع، إذ أعلن المدير استقالته دون سابق إنذار.
این خبر برای همه شوکه کننده بود، چرا که مدیر بدون اطلاع قبلی استعفای خود را اعلام کرد.
💡 فأستدار جماؿ مرة أخرى وكأف صاعقة نزلت عليو من سماع كلمة أنا أبنك
جمال با شنیدن جمله «من پسر تو هستم» انگار که صاعقه زده باشد، دوباره برگشت.
💡 يقول أيمن حسن الجندي المصري البسيط إن عمه كان جندي صاعقة
ایمن حسن، سرباز ساده مصری، میگوید عمویش یک سرباز کماندو بوده است.
💡 ضربت صاعقةٌ قويةٌ شجرةً قرب المنزل، فارتعب السكان وخرجوا بسرعة.
صاعقه شدیدی به درختی در نزدیکی خانه برخورد کرد و ساکنان وحشت زده به بیرون هجوم بردند.
💡 وأثناء حضورة بحامره إىل القرية رضبت احلامر صاعقة استوائية أ ّدت إىل وفاة احلامر والعازف فورا
در حالی که او با الاغش در راه روستا بود، الاغ مورد اصابت صاعقه گرمسیری قرار گرفت که منجر به مرگ فوری الاغ و نوازنده شد.