شجب

🌐 محکوم کردن

«شجب» به معنای نکوهش کردن، محکوم کردن، تقبیح کردن و ناپسند دانستن است. این واژه معمولاً در زبان رسمی و نوشتاری برای اعلام مخالفت شدید با یک عمل یا گفته به کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 محکوم کردن

📌 رسوا کردن

اسم (noun)

📌 نکوهش

📌 محکومیت

صفت (adjective)

📌 محکوم کرد

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 محکوم

جمله سازی با شجب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كما شجب كون الأفراد العاملين في المجال الإنساني غير قادرين في بعض حالات النزاع على تأدية مهامهم بأمان.

او همچنین این واقعیت را که امدادگران بشردوستانه قادر به انجام وظایف خود با خیال راحت در برخی از موقعیت‌های درگیری نیستند، محکوم کرد.

💡 جاء شجب ُ الحادثة سريعًا من مختلف الجهات.

محکومیت این حادثه به سرعت از سوی محافل مختلف آغاز شد.

💡 عبّر الناس عن شجب هم للاعتداء على المدنيين.

مردم حمله به غیرنظامیان را محکوم کردند.

💡 أصدر المجلس بيانًا فيه شجب ٌ واضحٌ للعنف.

شورا بیانیه‌ای صادر کرد که در آن به صراحت خشونت را محکوم کرد.

💡 وإصدار شجب علني لحالات الاحتجاز غير المشروع ومحاسبة المسؤولين عنها.

و محکومیت عمومی موارد بازداشت غیرقانونی و پاسخگو کردن مسئولان آن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران