سمی
🌐 سامی
این شکل بیشتر فارسینویسی است. در عربی «سميّ» یا «سَمِيّ» ممکن است معناهای مختلفی داشته باشد؛ یکی از آنها «همنام» است، یعنی کسی که نامش با فرد دیگری یکسان است. گاهی هم بهعنوان صفت از ریشه «سموّ» میآید و معنای «بلندمرتبه» میدهد، ولی با نوشتار «سمی» در فارسی معمولاً همان «همنام» یا «والا» برداشت میشود.
اسم (noun)
📌 همنام
صفت (adjective)
📌 به اصطلاح
📌 سمی
جمله سازی با سمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان المكان سمی اً وهادئاً، حتى إن الزائرين شعروا بالراحة منذ اللحظة الأولى.
این مکان دلپذیر و آرام بود، آنقدر که بازدیدکنندگان از همان لحظه اول احساس راحتی میکردند.
💡 وصف الشاعر الليل بأنه سمی حين يغمر القرية سكون جميل وصوت بعيد.
شاعر شب را همچون سکوتی زیبا توصیف کرد، آنگاه که سکوتی زیبا و صدایی دوردست، روستا را در بر میگیرد.
💡 رأت الأم أن الطفل يحتاج إلى طعام سمی أكثر بعد فترة المرض الطويلة.
مادر احساس میکرد که کودک پس از دوره طولانی بیماری به غذای مسموم بیشتری نیاز دارد.