سبخ
🌐 له شده
«سبخ» در عربی بهمعنای شوریِ زمین، نمکزار، یا خاکی است که نمک در آن زیاد باشد. این واژه معمولاً برای زمینهای کمحاصل و شور به کار میرود. در بعضی موارد نیز به بخار یا شوریِ ناشی از نمک اشاره میکند و از واژگان مرتبط با طبیعت و زمین است.
فعل (verb)
📌 آرام باش
جمله سازی با سبخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مررنا بأرضٍ سبخ لا تصلح للزراعة بسبب كثرة الملح والرطوبة.
ما از میان یک شوره زار عبور کردیم که به دلیل نمک و رطوبت زیاد برای کشاورزی مناسب نبود.
💡 وصف الجغرافي التربة بأنها سبخ في المناطق القريبة من الساحل.
این جغرافیدان، خاک مناطق نزدیک ساحل را باتلاقی توصیف کرد.
💡 تجنب الفلاحون استثمار تلك الأرض لأنها سبخ وتحتاج إلى معالجة خاصة.
کشاورزان از سرمایهگذاری در آن زمین خودداری کردند زیرا باتلاقی است و نیاز به مراقبت ویژه دارد.