ساقه

🌐 عقبه

در عربی، «ساقه» معمولاً به معنای «ران» یا بخش بالایی پای انسان و حیوان به کار می‌رود، و در برخی کاربردها می‌تواند به «ساقِ گیاه» هم نزدیک باشد، هرچند برای ساق گیاه واژه‌ی رایج‌تر «ساق» است. این واژه گاهی در متون قدیمی یا ترکیبات خاص نیز دیده می‌شود و بسته به جمله می‌تواند معنای جسمی یا گیاه‌شناختی داشته باشد.

جمله سازی با ساقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قال الطبيب إن عاه قديمة في ساقه تحتاج إلى متابعة طبية منتظمة.

پزشک گفت که او یک بدشکلی قدیمی در پایش دارد که نیاز به پیگیری منظم پزشکی دارد.

💡 شعر الرياضي بـ اللط في ساقه بعد الجري الطويل.

این ورزشکار پس از دویدن طولانی مدت، احساس سوزن سوزن شدن در پایش داشت.

💡 تعرّضَ الجنديُّ إلى تيب في ساقه بعد سقوطه، فاحتاجَ إلى راحةٍ قصيرة.

این سرباز پس از زمین خوردن دچار پیچ خوردگی پا شد، بنابراین به استراحت کوتاهی نیاز داشت.

💡 شعر اللاعب بالإصابة في ساقه قبل نهاية المباراة بدقائق.

این بازیکن دقایقی قبل از پایان مسابقه از ناحیه پا دچار مصدومیت شد.

💡 اشتكى الرجل من قحل في ساقه بعد السفر إلى منطقة صحراوية.

این مرد پس از سفر به یک منطقه بیابانی، از خشکی پایش شکایت داشت.

💡 شعر المريض الذي الألم في ساقه بعد المباراة الطويلة.

بیمار پس از مسابقه طولانی، در پایش احساس درد کرد.

💡 بحث الأطباء عن سبب اکز الذي ظهر في ساقه بعد العمل الطويل.

پزشکان علت گزگزی که پس از مدت طولانی کار در پایش ظاهر شده بود را بررسی کردند.

💡 عضلت ساقه أثناء الجري السريع في الملعب بعد التدريب.

عضله پایش هنگام دویدن سریع در زمین بعد از تمرین درد گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران