رَمحة
🌐 رامها
این واژه غالباً به معنی «یک نیزه، نیزهای، یا ضربه / پرتاب با نیزه» آمده و در برخی موارد شکل اسمِ مرتبط با «رمح» است. بسته به متن، میتواند معنایی نزدیک به نیزهداری یا عملِ نیزه زدن داشته باشد.
جمله سازی با رَمحة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جاءت رمحة الهواء البارد من النافذة المفتوحة فجأة.
ناگهان موجی از هوای سرد از پنجرهی باز به داخل آمد.
💡 أصابت رمحة الفرس الأرض بقوة عند بداية العدو.
نیزه اسب در شروع دویدن محکم به زمین خورد.
💡 احتاج الحصان إلى رمحة واحدة ليعود إلى التوازن.
اسب برای به دست آوردن تعادلش به یک لگد نیاز داشت.