رفس

🌐 لگد زدن

«رَفْس» به معنی لگد زدن، با پا ضربه وارد کردن، و هل‌دادنِ چیزی با پا است. این واژه اغلب برای حرکتِ خشن و فیزیکی به کار می‌رود و معنایی برخلاف «رفق» یا «رفاه» دارد. در فارسی، معادل‌هایی مثل «لگد، لگدزدن، پای‌کوبیِ خشن» می‌تواند نزدیک باشد، بسته به جمله.

جمله سازی با رفس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يمنع المدرب اللاعبين من رفس الكرة بعنف في التدريب.

مربی بازیکنان را از شوت کردن شدید توپ در طول تمرین منع می‌کند.

💡 فكَّرتُ: آلفرستوك - رفس حتى الموت - ما الذي حصل للبلد الذي ترعرعت فيه؟

با خودم فکر کردم: آلورستوک - لگد به جانم انداختند - چه اتفاقی برای کشوری که در آن بزرگ شدم افتاد؟

💡 وفي النهاية يخرج أغلبنا بالطريقة التي جئنا بها، رفس وصراخ.

و در نهایت، بیشتر ما از همان راهی که آمده‌ایم، آنجا را ترک می‌کنیم: دست و پا زدن و فریاد زدن.

💡 ‬ت دفق دم غزي ر ح ار هابط ا من رأس‬ ‫مثقوب ممتزجا مع بركة الب ول بينم ا اختلجت‬ ‫س اقان غليظت ان رفس تا في اله واء وال تراب‪

سیلی از خون داغ از سری سوراخ‌شده فوران می‌کرد و با استخری از ادرار در می‌آمیخت، در حالی که پاهای کلفتش در هوا و گرد و غبار تکان می‌خوردند و لگد می‌زدند.

💡 ليس لديّ سوى صديقين وأحدهما أخرق جدًا، والآخر رفس حظه بعيدًا...

من فقط دو تا دوست دارم، و یکی از اونا خیلی دست و پا چلفتیه، و اون یکی هم شانسش رو از دست داده...

کلمات مرتبط