رطب

🌐 مرطوب

«رُطَب» به‌معنای خرمای تازه و نرم است؛ خرمایی که هنوز خشک نشده و آبدار و لطیف است. این واژه همچنین به‌طور کلی برای چیزِ تر و تازه هم به‌کار می‌رود. در متون عربی، «رطب» در برابر «تمر» (خرمای خشک) قرار می‌گیرد و مفهوم اصلی‌اش تازگی و نرمی است.

فعل (verb)

📌 مرطوب کردن

صفت (adjective)

📌 مرطوب

📌 هیدراته

صفت / فعل (adjective / verb)

📌 مرطوب

جمله سازی با رطب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الورق السميك مثاليًا لامتصاص أي طلاء رطب دون أن يتمزق.

کاغذ ضخیم برای جذب هرگونه رنگ مرطوب بدون پارگی ایده‌آل بود.

💡 ‫تساقط رطب على األبواب وعلى األعتاب‬ ‫والقصاصون تنادوا‪.

نمناک روی درها و آستانه‌ها افتاد و قصه‌گوها فریاد زدند.

💡 لا تشحن البطارية في مكانٍ رطب لأن ذلك قد يسبب ضررًا.

باتری را در جای مرطوب شارژ نکنید زیرا ممکن است به آن آسیب برسد.

💡 الجو رطب هنا، وأخشى أن تصيبكما نزلة برد.

اینجا هوا مرطوبه، و می‌ترسم سرما بخوری.

💡 لتثبيت البلاط بشكل أفضل، كانت هناك حاجة إلى سكيريت رطب تحتهم.

برای محکم کردن بهتر کاشی‌ها، زیر آنها به یک ملات مرطوب نیاز بود.

💡 الجو رطب هذا الصباح، لذلك فضلت أن أتمشى قرب البحر قبل أن تشتد الرطوبة.

امروز صبح هوا مرطوب بود، بنابراین ترجیح دادم قبل از اینکه رطوبت تشدید شود، نزدیک دریا قدم بزنم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران