دلو

🌐 سطل

دلو در عربی و فارسی به سطل یا ظرفی گفته می‌شود که برای کشیدن آب از چاه به کار می‌رفته است. این واژه در متون کهن بسیار رایج است و علاوه بر معنای اصلیِ «سطل»، در نجوم هم نام یکی از صورت‌های فلکی / بُرج‌هاست.

اسم (noun)

📌 سطل

📌 دردناک

جمله سازی با دلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬منتظ ًرا أمه بفارغ الصرب‬ ‫التي خافت عليه بقلب دلو املاء الذي استخدمته ملسح األرض فمنعته من‬ ‫االقرتاب منها‪.

او بی‌صبرانه منتظر مادرش بود که از ترس او، سطل آبی را که با آن زمین را تمیز کرده بود، واژگون کرد و مانع از نزدیک شدن او شد.

💡 وضع الفلاح دلو ًا كبيرًا قرب الشجرة لسقي النباتات الصغيرة.

کشاورز یک سطل بزرگ نزدیک درخت گذاشت تا گیاهان کوچک را آبیاری کند.

💡 قام بفرك أرضية المطبخ باستخدام دلو المسح المملوء بالماء والصابون.

او کف آشپزخانه را با استفاده از یک سطل تی پر از آب و صابون شست.

💡 ‬وفي لمح البصر وجدت نفسي أحمل دلو ماء وفرشاة وأساعدها في‬ ‫خلع الغبار عن الحجارة‪

در یک چشم به هم زدن، خودم را در حالی یافتم که یک سطل آب و یک برس در دست دارم و به او کمک می‌کنم تا گرد و غبار را از روی سنگ‌ها پاک کند.

💡 ملأتُ دلو ًا بالماء من البئر ثم حملته إلى الحديقة.

سطلی را از آب چاه پر کردم و سپس آن را به باغ بردم.

💡 سقط دلو الطلاء على الأرض فتناثر اللون في كل مكان.

سطل رنگ روی زمین افتاد و رنگ همه جا پخش شد.

کلمات مرتبط