دردار

🌐 نارون

«دردار» در فارسی به‌معنای «دارای در» یا «درِدار» است، اما از نظر عربیِ معیار واژه‌ای رایج و مستقل به این صورت نیست. اگر در متنی آمده باشد، معمولاً توصیف چیزی است که در، درگاه، یا راه ورود و خروج دارد؛ مثل اتاقی که درب دارد.

اسم (noun)

📌 نارون

📌 خاکستر

جمله سازی با دردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان دردار المدرسة مفتوحًا طوال الصباح لاستقبال الطلاب.

درخت نارون مدرسه تمام صبح برای استقبال از دانش آموزان باز بود.

💡 وقف الحارس عند دردار البناية حتى وصول الزوار.

نگهبان کنار درخت نارون ساختمان ایستاد تا بازدیدکنندگان برسند.

💡 وقفت شجرة دردار قديمة في الحديقة، مما جذب العديد من الزوار.

یک درخت نارون قدیمی در باغ قرار داشت که بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب می‌کرد.

💡 وضعوا مقعدًا صغيرًا قرب دردار الحديقة ليستريح المارة.

آنها یک نیمکت کوچک نزدیک درخت نارون باغ قرار دادند تا رهگذران روی آن استراحت کنند.

💡 أثناء التنزه، رأيت دردار زلق وأعجبت بلحائه الفريد والخشن.

هنگام پیاده‌روی، یک درخت نارون لغزنده دیدم و پوست خشن و منحصر به فرد آن را تحسین کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران