خور

🌐 خور

«خور» در عربی بسته به بافت می‌تواند به معنی «ورودیِ آب، خور، شاخابه، یا آبراهِ کوچک» باشد، و در برخی نام‌های جغرافیایی نیز دیده می‌شود. در فارسی هم «خور» معانی مختلفی مثل «آفتاب» یا در برخی ترکیب‌ها «خورش» دارد، اما در عربیِ جغرافیایی معمولاً به آبراهه یا خلیج کوچک اشاره می‌کند. بنابراین معنایش بیشتر به طبیعت و جغرافیا مربوط است.

اسم (noun)

📌 نهر

📌 دریاچه

📌 دونگا

📌 اول

📌 خلیج

جمله سازی با خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلال رحلتنا، تعثرنا في خور مختبئ محاط بأشجار طويلة.

در طول سفرمان، به طور اتفاقی به نهر پنهانی برخوردیم که اطرافش را درختان بلند احاطه کرده بودند.

💡 ‬ص وت ص دى‬ ‫إطالق ة بين ص خور الجب ال المحيط ة يص م‬ ‫اآلذان‪

صدای شلیک گلوله‌ای که بین صخره‌های کوه اطراف می‌پیچد، کرکننده است.

💡 بنى الناس بيوتهم قرب خور لأن الماء كان قريبًا منهم.

مردم خانه‌های خود را نزدیک نهر می‌ساختند، چون آب به آنها نزدیک بود.

💡 وقف الصياد عند خور صغير يطل على البحر.

ماهیگیر کنار جویبار کوچکی که مشرف به دریا بود توقف کرد.

💡 وقال انه يعمل على إحباطه مع الحياة على خور كل صباح.

او گفت که هر روز صبح روی ناامیدی‌اش از زندگی در کنار نهر کار می‌کند.

💡 مرّت القوارب عبر خور ضيق بين الصخور.

قایق‌ها از میان جویبار باریکی که از میان صخره‌ها می‌گذشت، عبور می‌کردند.

کلمات مرتبط