خرقة

🌐 پارچه

«خرقة» به معنای تکه پارچه، وصله، یا پارچه پاره است. در عربی قدیم و جدید، این واژه برای هر نوع قطعه پارچه، به‌ویژه پارچه کهنه و مندرس، به کار می‌رود. گاهی نیز در متون عرفانی، «خرقه» به لباس خاص صوفیان گفته می‌شود که نشانه پیوند معنوی یا طریقتی است.

اسم (noun)

📌 پارچه

جمله سازی با خرقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قد يكون هذا طول قطعة خشب أو خيط أو خرقة أو خط على ورقة.

این می‌تواند طول یک تکه چوب، یک نخ، یک پارچه یا یک خط روی یک تکه کاغذ باشد.

💡 استخدمَتِ الأمُّ خرقةً نظيفةً لتجففَ بها الطاولةَ بعدَ التنظيفِ.

مادر بعد از تمیز کردن، از یک پارچه تمیز برای خشک کردن میز استفاده کرد.

💡 ‬مخفية مالمحها خلف خرقة بالية‪“ :‬أنا من يستحق‬ ‫الصدقة‪

پشت یک پارچه‌ی کهنه پنهان شده بود: «من کسی هستم که مستحق صدقه است.»

💡 كان هناك خرقة مغطاة بالدماء، كل ما تبقى بعد الحادث.

یک پارچه‌ی خون‌آلود آنجا بود، تنها چیزی که بعد از تصادف باقی مانده بود.

💡 وضعَ العاملُ خرقةً على الجرحِ حتى توقَّفَ الدمُ.

کارگر پارچه‌ای روی زخم گذاشت تا خونریزی بند بیاید.

💡 وجدنا خرقةً مبللةً قربَ البابِ بعدَ هطولِ المطرِ.

بعد از باران، یک پارچه خیس نزدیک در پیدا کردیم.