حنجرته
🌐 گلویش
اسم (noun)
📌 گلویش
جمله سازی با حنجرته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلبَ المدرسُ منهُ أنْ لا يجهدَ حنجرته في الصراخِ داخلَ الفصل.
معلم از او خواست که با فریاد زدن در کلاس، گلویش را خسته نکند.
💡 لكسر حاجز الصمت، قام بتنظيف حنجرته وعبر عن مخاوفه.
برای شکستن سکوت، گلویش را صاف کرد و ترسش را بیان کرد.
💡 تنحنح ليجلو حنجرته وقطب حاجبيه ليعطي نفسه وقتا للتفكري
گلویش را صاف کرد و اخمهایش را در هم کشید تا به خودش فرصت فکر کردن بدهد.
💡 لم يستطعْ الكلامَ لأنَّ حنجرته كانتْ ملتهبةً بعدَ السعالِ الشديد.
او نمیتوانست صحبت کند زیرا گلویش پس از سرفههای شدید ملتهب شده بود.
💡 شعرَ المطربُ بأنَّ حنجرته تحتاجُ إلى فترةِ راحةٍ قبلَ العرضِ التالي.
خواننده احساس کرد که گلویش قبل از اجرای بعدی به یک دوره استراحت نیاز دارد.