جراحة
🌐 عمل جراحی
اسم (noun)
📌 عمل جراحی
📌 جراح
📌 عملیات
جمله سازی با جراحة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحتاج جراحة العيون إلى دقةٍ عالية وأدواتٍ متطورة.
جراحی چشم نیاز به دقت بالا و ابزار پیشرفته دارد.
💡 أجريت جراحة ناجحة للمريض بعد أن اكتشف الأطباء سبب الألم.
پس از اینکه پزشکان علت درد را کشف کردند، بیمار تحت عمل جراحی موفقیتآمیز قرار گرفت.
💡 ، حتّى الآن نزعنا ملحق هنا جراحة أخيل واحدة هناك.
تا الان، یک ضمیمه را اینجا جدا کردهایم و یک عمل جراحی آشیل آنجا انجام دادهایم.
💡 ص َوة بالمثانة حين كان عمري ثالث سنوات أسعدُ : كنت أود توضيح أنني أجريت جراحة َح ْ تقريباً
اسکن مثانه وقتی سه ساله بودم. میخواستم روشن کنم که تقریباً... عمل جراحی داشتم.
💡 أشار الطبيب إلى أن جراحة استئصال الثدي البسيط هي الخيار الأفضل.
پزشک اظهار داشت که بهترین گزینه، ماستکتومی ساده است.
💡 نصح الطبيب بالراحة بعد جراحة بسيطة أجراها في المستشفى الحكومي.
پزشک پس از یک عمل جراحی جزئی که در بیمارستان دولتی انجام داده بود، استراحت مطلق را توصیه کرد.