تهدل

🌐 جریان

از ریشهٔ هَدَلَ است و به معنای آویزان می‌شود، افتاده و رها می‌ماند. این واژه برای چیزی که به‌صورت آزاد و شل آویزان باشد، مانند شاخه، پارچه، یا لباس، به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کو

جمله سازی با تهدل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عندما تعبت من السهر، تهدل جفناها من شدة النعاس.

وقتی از بیدار ماندن تا دیروقت خسته می‌شد، پلک‌هایش از شدت خواب‌آلودگی روی هم می‌افتاد.

💡 حطت حمامة برية على عتبة النافذة، تهدل بصوت خافت.

کبوتری وحشی روی لبه پنجره نشست و آرام غان و غون کرد.

💡 أثناء تجوالنا، لمحنا حمامة متوجة تهدل برفق في البعد.

همینطور که داشتیم پرسه می‌زدیم، کبوتر تاجداری را دیدیم که از دوردست‌ها آرام غان‌غان می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران