تلميح
🌐 اشاره
اسم (noun)
📌 اشاره
📌 نوک
📌 پیشنهاد
📌 تلقین
📌 اشاره کردن
📌 سرنخ
📌 کنایه
جمله سازی با تلميح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كشف ذوقها في الموسيقى عن تلميح من الرتابة القديمة.
سلیقهی موسیقیاییاش رگههایی از یکنواختیِ سبکِ قدیم را آشکار میکرد.
💡 فليس هناك من يجرى على التساىل أو القول أو الرفض أو مجرد إبداء تلميح بعدم الرضى
هیچ کس جرات ندارد سوالی بپرسد، حرفی بزند، امتناع کند یا حتی به نارضایتی خود اشاره کند.
💡 فهم المدير تلميح الموظف إلى وجود خلل في النظام دون أن يصرّح بذلك مباشرة.
مدیر بدون اینکه مستقیماً به کارمند بگوید، متوجه اشارهی او مبنی بر وجود مشکل در سیستم شد.
💡 أحيانًا يكفي تلميح بسيط لتوضيح المعنى بدلًا من الشرح الطويل.
گاهی اوقات یک اشاره ساده برای روشن شدن منظور به جای توضیح طولانی کافی است.
💡 عندما أضع المؤشر فوق الرمز، تظهر تلميح يظهر اسمه.
وقتی مکاننما را روی نماد قرار میدهم، یک راهنما ظاهر میشود که نام آن را نشان میدهد.
💡 كتب الكاتب تلميح ًا ذكيًا إلى الأحداث التاريخية داخل روايته الحديثة.
نویسنده با هوشمندی در رمان مدرن خود به وقایع تاریخی اشاره میکند.