تعميل

🌐 عامل

«تعميل» معمولاً به معنی اجرایی‌سازی، عملی کردن، به کار انداختن است و از ریشهٔ «عمل» می‌آید. این واژه در عربی رسمی و اداری ممکن است برای «به اجرا درآوردن یک قانون، دستور یا برنامه» به کار رود؛ یعنی چیزی را از حالت نظری به مرحلهٔ عمل رساندن.

اسم (noun)

📌 فاکتورگیری

جمله سازی با تعميل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يحتاج تعميل هذه الإجراءات إلى مراجعة دقيقة قبل اعتمادها نهائيًا.

اجرای این رویه‌ها قبل از تصویب نهایی، نیاز به بررسی دقیق دارد.

💡 بعد تعميل الأوراق، أصبحت المعاملة جاهزة للتسليم إلى الجهة المختصة.

پس از طی مراحل اداری، سند آماده ارائه به مراجع ذیصلاح است.

💡 تمّ تعميل الملفات الرسمية في الدائرة الحكومية خلال وقت قصير جدًا.

پرونده‌های رسمی در مدت زمان بسیار کوتاهی در ادارات دولتی بررسی شدند.

💡 ‫فقال مصطفى بطيبة وسذاجة رجل بسيط رشيف‪:‬‬ ‫ وأنت إيه اليل خيليكي تعميل يف نفسك كده يا هانم؟

مصطفی با مهربانی و ساده‌لوحیِ یک مرد ساده و مهربان گفت: و چه چیزی باعث شد که با خودت این کار را بکنی، خانم؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران