تعميل
🌐 عامل
اسم (noun)
📌 فاکتورگیری
جمله سازی با تعميل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يحتاج تعميل هذه الإجراءات إلى مراجعة دقيقة قبل اعتمادها نهائيًا.
اجرای این رویهها قبل از تصویب نهایی، نیاز به بررسی دقیق دارد.
💡 بعد تعميل الأوراق، أصبحت المعاملة جاهزة للتسليم إلى الجهة المختصة.
پس از طی مراحل اداری، سند آماده ارائه به مراجع ذیصلاح است.
💡 تمّ تعميل الملفات الرسمية في الدائرة الحكومية خلال وقت قصير جدًا.
پروندههای رسمی در مدت زمان بسیار کوتاهی در ادارات دولتی بررسی شدند.
💡 فقال مصطفى بطيبة وسذاجة رجل بسيط رشيف: وأنت إيه اليل خيليكي تعميل يف نفسك كده يا هانم؟
مصطفی با مهربانی و سادهلوحیِ یک مرد ساده و مهربان گفت: و چه چیزی باعث شد که با خودت این کار را بکنی، خانم؟