ترتيبها

🌐 چیدمان آن

«ترتيبها» یعنی «ترتیب‌های آن‌ها» یا «چینش‌هایشان»، و از نظر ساختاری ترکیب «ترتيب» با ضمیر «ها» است که به جمع یا چند مورد اشاره دارد. این واژه می‌تواند به چند نوع نظم، چند شیوه چینش یا چند برنامه و سامان مختلف دلالت کند. بسته به جمله، ممکن است معنای «نظم‌هایشان»، «چیدمان‌هایشان» یا «روش‌های ترتیب‌دادنشان» را برساند.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 مرتب شده

جمله سازی با ترتيبها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت الغرفة صغیره، لكن ترتيبها جعلها تبدو أوسع.

اتاق کوچک بود، اما چیدمان آن باعث می‌شد جادارتر به نظر برسد.

💡 تركت الأمُّ الفراغات بين القطع لتسهيل ترتيبها على الرفّ.

مادر بین قطعات فاصله گذاشت تا چیدن آنها روی قفسه آسان‌تر شود.

💡 كانَ ترتيبها في الصفِّ مناسبًا لرؤيةِ اللوحةِ بوضوحٍ.

چیدمان آن در ردیف برای دیدن واضح نقاشی مناسب بود.

💡 أعجبتْني ترتيبها الجميلُ للكتبِ على الرفِّ بشكلٍ منظمٍ.

من تحت تأثیر قرار گرفتم که چقدر زیبا و مرتب کتاب‌ها را در قفسه چیده بود.

💡 امتلأ المستودع بخردة الحديد والنحاس، فطلب المدير ترتيبها قبل نهاية الأسبوع.

انبار پر از قراضه آهن و مس بود، بنابراین مدیر درخواست کرد که قبل از پایان هفته به آن رسیدگی شود.

💡 تربطه بالحاسوب أسلاك متعددة، لكنه ينسى أحيانًا ترتيبها جيدًا.

او چندین سیم به کامپیوتر وصل کرده است، اما گاهی اوقات فراموش می‌کند که آنها را به درستی مرتب کند.

💡 ‬تحمل الوسائد والمالءات واألغطية لتفردها‬ ‫في ضوء الشمس ثم تعيد ترتيبها على األَ ِس ّرة‪

او بالش‌ها، ملحفه‌ها و پتوها را برمی‌دارد تا زیر نور خورشید پهن کند، سپس آنها را دوباره روی تخت‌ها مرتب می‌کند.

💡 تغيّرَ ترتيبها بعدَ أن أضافوا عنصرًا جديدًا إلى القائمةِ.

ترتیب آنها بعد از اینکه یک مورد جدید به لیست اضافه کردند، تغییر کرد.

کلمات مرتبط