تبسل

🌐 تبسال

«تبسل» از ریشه «ب س ل» است و معمولاً با معنای «دلیر شدن، شجاع شدن، خود را در خطر انداختن» یا گاهی «سرسخت و نترس شدن» فهمیده می‌شود. در برخی کاربردها، «بسل» و مشتقاتش به معانی «واگذاشتن، گرفتار شدن، یا شدت و سختی» نیز نزدیک‌اند. این واژه بدون اعراب و زمینه می‌تواند چندپهلو باشد، ولی محور معنایی آن به شجاعت، سختی و پیش‌قدم شدن در کار دشوار برمی‌گردد.

جمله سازی با تبسل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أثناءَ العملِ التطوعيِّ، لم تبسل المجموعةُ رغم التعبِ واستمرتْ حتى انتهتِ المهمة.

در طول کار داوطلبانه، گروه با وجود خستگی دست از کار نکشید و تا اتمام کار ادامه داد.

💡 قالَ الأبُ لابنه: تبسل في مواجهةِ الصعوباتِ، فالشجاعةُ تظهرُ عندَ الشدائد.

پدر به پسرش گفت: در برابر مشکلات شجاع باش، زیرا شجاعت در هنگام سختی آشکار می‌شود.

💡 في لحظةِ الخوفِ، لم تبسل الفتاةُ بل تماسكتْ وواصلتْ السيرَ بثباتٍ وهدوء.

در لحظه ترس، دختر وحشت نکرد، بلکه خونسردی خود را حفظ کرد و با آرامش و اطمینان به راه رفتن ادامه داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران