بلعت

🌐 بلعیده شده

«بلعت» یعنی «من بلعیدم / قورت دادم» یا «او / تو بلعید». این صورت، گذشتهٔ فعل «بلع» است و بسته به ضمیر فاعلی می‌تواند به معنای فروبردن غذا، مایعات، یا به‌طور مجازی «تحمل کردنِ چیزی» هم به‌کار رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بلعیده شده

📌 گربه گرفت

جمله سازی با بلعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت الطفلة: بلعت الدواء بسهولة هذه المرة لأن طعمه كان أفضل.

کودک گفت: این بار دارو را راحت قورت دادم چون طعمش بهتر بود.

💡 ‫لقد بلعت مني أن أرسبمهص صريب بكبا مبص فيهبص مبن فتنب م بتعرة‪.

از تو بدم اومد که دارم براش پیام می‌فرستم.

💡 ‫فردت روني بعد ما بلعت ريقها وهي مدياله ظهرها ‪ :‬نعم‪.

رونی آب دهانش را به سختی قورت داد و پشتش را به او کرد: بله.

💡 حين سمعت الخبر، بلعت ريقها وحاولت أن تبدو هادئة أمام الجميع.

وقتی خبر را شنید، آب دهانش را به سختی قورت داد و سعی کرد جلوی همه آرام به نظر برسد.

💡 ‫نظرت إلى نرجس كما لو أنها بلعت لسانها وأنا نظرت إلى سواد‬ ‫دميتي املقرفة‪

نگاهم به نرگس افتاد که انگار زبانش را قورت داده بود و نگاهم به سیاهی عروسک نفرت انگیزم.

💡 ‬وأنا بصراحة بلعت الدواء‬ ‫الفهرست‬ ‫ابتسامة الطفل الغامضة‬ ‫بالغلط‪

و راستش را بخواهید، من تصادفاً دارو را قورت دادم. (فهرست: لبخند مرموز کودک)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران