بعنقه
🌐 با گردنش.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 در گردنش.
جمله سازی با بعنقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقيَ المفتاحُ بعنقه طوالَ الرحلةِ حتى لا يضيعهُ في الزحامِ.
کلید در تمام طول سفر دور گردنش ماند تا در شلوغی گمش نکند.
💡 مريضنا لديه ورم بعنقه و حرارة جسده ترتفع خلال الثلاث ساعات الماضية
بیمار ما توموری در گردن دارد و دمای بدنش از سه ساعت پیش رو به افزایش بوده است.
💡 علّقَ الرجلُ البطاقةَ بعنقه ليدخلَ إلى المؤتمرِ بسهولةٍ.
مرد کارت را به گردنش آویزان کرد تا به راحتی وارد کنفرانس شود.
💡 رأيتُ الطفلَ يحملُ حقيبتَه بعنقه بسببِ ضيقِ الوقتِ.
دیدم بچه به خاطر کمبود وقت کیفش را دور گردنش انداخته.
💡 ارتداء معطف ثقيل جعل ياقة قميصه تحتك بعنقه طوال اليوم.
پوشیدن کت ضخیم باعث میشد یقه پیراهنش تمام روز به گردنش ساییده شود.