بَسَطْتُ
🌐 پهن کردم.
«بسطتُ» یعنی «من گسترش دادم»، «من پهن کردم» یا «من شرح دادم». این صورت، فعل ماضیِ متکلم است و نشان میدهد که گوینده خود عملی از نوع بازکردن، توسعهدادن یا توضیحدادن را انجام داده است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ساده شده
📌 سادهسازی شده
📌 ابهامزدایی کرد
📌 بیش از حد ساده شده
جمله سازی با بَسَطْتُ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسطت الطالبة يدها لتسلم على معلمتها باحترام.
دانشآموز دستش را دراز کرد تا با احترام به معلمش سلام کند.
💡 بسطت الشركة خدماتها في مدن جديدة خلال العام الماضي.
این شرکت در طول سال گذشته خدمات خود را به شهرهای جدید گسترش داده است.
💡 بسطت الأم المائدة قبل وصول الضيوف بوقت قصير.
مادر کمی قبل از رسیدن مهمانها، سفره را چید.