برغشة
🌐 کک
«برغشة» در برخی کاربردهای محاورهای میتواند به معنی «مورمور شدن، لرزش خفیف، حس گزگز یا خارش ریز» باشد. این واژه از نظر آوایی با حالتهای سبک و گذرا مرتبط است و گاهی برای توصیف احساس ناخوشایند یا تکانهای کوچک به کار میرود. در فارسی نزدیک است به «مورمور»، «گزگز» یا «لرز خفیف».
اسم (noun)
📌 میج
جمله سازی با برغشة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شعرت برغشة خفيفة في جسدي بسبب الهواء البارد داخل الغرفة.
به خاطر هوای سرد داخل اتاق، لرز خفیفی توی بدنم حس کردم.
💡 انتابتني برغشة مفاجئة عندما سمعت الخبر الصادم من صديقي.
وقتی خبر تکان دهنده را از دوستم شنیدم، ناگهان لرزی به تنم افتاد.
💡 كان الجو بارداً، لذلك أصابتنا برغشة أثناء الانتظار في الخارج.
هوا سرد بود، برای همین وقتی بیرون منتظر بودیم، کک گرفتیم.