بحسم
🌐 قاطعانه
قید (adverb)
📌 قاطعانه
📌 محکم
📌 با قاطعیت
جمله سازی با بحسم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ذات مرة، عدت من المدرسة إلى المنزل وطلبت مني أمي بحسم أن أبتعد عن الكمبيوتر.
یک بار، از مدرسه به خانه آمدم و مادرم با قاطعیت به من گفت که از کامپیوتر دور بمانم.
💡 ووقفت وقالت بحسم :أهلي انا هظبط الموضوع ده معاهم ما تقلقش وقدامك خمس دقايق.
او بلند شد و با قاطعیت گفت: «خانوادهام، من این موضوع را با آنها حل میکنم، نگران نباش، و تو پنج دقیقه وقت داری.»
💡 نحن نرجو من قادتنا التصرف بحسم في التصدي لتغير المناخ.
ما از رهبران خود میخواهیم که در مقابله با تغییرات اقلیمی قاطعانه عمل کنند.
💡 اتخذت اللجنة القرار بحسم بعد نقاش طويل.
کمیته پس از بحث و بررسی طولانی، تصمیم قاطعی گرفت.
💡 ردّ القاضي بحسم على الاعتراض المقدم من الطرفين.
قاضی قاطعانه به اعتراض مطرح شده توسط هر دو طرف پاسخ داد.
💡 أجاب الوزير بحسم عن أسئلة الصحفيين في المؤتمر.
وزیر در این کنفرانس با قاطعیت به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.